|
این نوشته جهت ویکیپدیای فارسی نوشته شدهاست.
آرامگاه داریوش بزرگ گوری صخرهای در کوه حسینآباد نقش رستم است که در ارتفاع ۲۶ متری از سطح زمین و در دل کوه جای گرفته و تعلق آن به داریوش بزرگ با وجود سنگنبشتهای که دارد، قطعی و محرز است. [۱]
احتمالاً داریوش ساخت آرامگاه خود را همزمان با ساخت کاخ آپادانای شوش و تخت جمشید در سال ۵۱۹ پیش از میلاد آغاز کرده و ساخت آن مدتها پیش از مرگش پایان یافتهبود. با توجه به اینکه گذشت سدهها، بیش از ۵ متر خاک در پای صخره انباشتهاست، در گذشته این آرامگاه مرتفعتر و پرهیبتتر از امروزه بوده و بلندای آن به به ۳۸ متر میرسیدهاست. [۲] طرح نمای بیرونی آرامگاه و جزئیات درونی آن، کاملاً نو و ابتکاری است. [۳]
نمای بیرونی آرامگاه که در صخرهای به ارتفاع ۶۰ متر کنده شده به شکل چلیپایی است با ارتفاع ۲۲ متر که عرض هر یک از بازوان آن، ۱۰٫۹۰ متر است. [۴] در بخش بالایی آرامگاه، داریوش بر اورنگی که مردم سرزمینهای مختلف بردوش دارند، ایستاده و نماد فروهر بر فراز او و آتشدان شاهی در برابرش کندهکاری شدهاند. درون آرامگاه ۹ قبر وجود دارد که نشان میدهد علاوه بر داریوش، نزدیکان وی نیز در آنجا دفن شدهاند. بخش بیرونی آرامگاه دارای دو کتیبه به زبانهای فارسی باستان، عیلامی و اکدی است که لحنی شخصی و شبیه وصیتنامه دارد. [۵]

مشخصات آرامگاه
شاخهٔ بالایی آرامگاه، تصویر اورنگی را نشان میدهد که پایههای آن به شکل پنجههای شیر ساخته شده و بیستوهشت نفر در دو ردیف چهاردهتایی آن را بر روی دست گرفته و دو نفر هم سر و ته آن را در دست دارند. داریوش در جامهٔ پارسی و با کمانی در دست چپ، بر روی سکویی سهپلهای ایستاده و دست راستش را به سوی آتشدان، تا نیمه بالا آورده و بالای سرش نماد موسوم به فروهر قرار دارد و در گوشهٔ راست، دایرهٔ کاملی که هلالی در درون دارد، دیده میشود. در دو سوی داریوش، چند شخص دیگر نیز تصویر شدهاند که یاران و نزدیکان وی بودهاند. [۶]
بر دو شاخهیمیانی آرامگاه، نمای کاخی که در ورودی آن، به راهرویی وارد میشود نقش شدهاست و درون آن سه اتاقک وجود دارد که هرکدام دارای سه قبر صندوقمانند میباشند. [۷]
شاخهٔ پایینی صلیب، بینقش است و برای ایجاد دشواری در صعود، صیقل خوردهاست. [۸]
نقوش بالایی
چشمگیرترین قسمت بالایی آرامگاه، پیکر تراشیدهٔ داریوش بزرگ است که ۲٫۷۰ متر بلندی دارد و در سمت چپ مجلس، بهحالت نیمرخ و روبه سمت راست، بر سکویی سهپلهای ایستادهاست. وی تاجی کنگرهدار بر سر نهاده و ردایی بلند و گشادآستین و پُرچین و شکن بهتن کردهاست. کفشش ساده و نیمتنهاش را کمربندی استوار نموده، ریشش بلند و حلقهحلقهاست و مویش را پیچدرپیچ در پشت سر انبوه کرده و آراستهاست، حلقهای از گوش آویخته و دستبندهایی مُنقش بر مچ دارد. وی با دست چپ یک کمان را گرفتهاست و دست راستش را به حالت نیایش، رو به جلو آورده و با کف و انگشتان بهسوی آتشدان و نماد فروهر دراز کردهاست. [۹]
روبهروی داریوش، آتشی در آتشدان، فروزان است. این آتشدان ساقهای تقریباً مکعب مستطیل دارد که در آن طاقچهای کنده شده و زیرش سکویی با سه پایهٔ مکعبی است که هرکدام کوچکتر از دیگریست. این آتشدان با تفاوتهای جزئی در همهٔ نقوش آرامگاههای هخامنشی تکرار شدهاست. [۱۰]
در بالاترین بخش صحنه، نشان موسوم به نماد فروهر که حالت نیمرخ دارد، در مقابل داریوش قرار گرفتهاست و دست راستش را کمی بالا آورده و رو به جلو دراز کردهاست و با دست دیگر حلقهای را در دست دارد. [۱۱]
در گوشهٔ بالایی سمت راست صحنه و همسطح با نماد فروهر، یک دایرهٔ کامل که هلالی در درون دارد دیده میشود. این گوی میتواند نگارهٔ توأمان ماه و خورشید (شب و روز) و یا نگارهٔ ماه در دو هنگام بدر و هلال باشد. [۱۲] اما به عقیدهٔ شاپور شهبازی، چون این هلال رو به پایین و قرصدار است، نشاندهندهٔ ماه شبهای بیستم تا بیستودوم در ایران است و ممکن است به رمز، پایان عمر داریوش را بیان کردهباشد. [۱۳]
دیوارههای دوجانب شاخهٔ بالایی صلیب نیز دارای نقش هستند که سه نقش در سمت چپ و سه نقش در سمت راست، تراشیده شدهاست. از این نقشها، دو نقش دارای کتیبهاند؛ یکی نگارهٔ گئوبروو که نیزهای در دست دارد و بهواسطهٔ کتیبهای سهزبانه که در بالای سرش نوشته شده، گئوبروو، نیزهدار داریوششاه شناسانده شدهاست و دیگری اسپهکانه، که تبرزینی در دست راست و کمانی در دست چپ دارد و اسپهکانهٔ کماندار، که تبرزین داریوششاه را حمل میکند معرفی شده [۱۴] اما از هویت چهار نقش دیگر اطلاعی در دست نیست ولی چون گئوبروو و اسپهکانه دو تن از «آزادگان هفتگانهٔ پارسی»اند که در کشتن گئومات و به شاهی رساندن داریوش، نقش داشتهاند [۱۵] میتوان یقین کرد که چهار شخص دیگر منقوش بر دیوارههای کناری هم، از «آزادگان هفتگانهٔ پارسی» همراه داریوش بودهاند. [۱۶]
بخش میانی
بخش میانی نمای بیرونی آرامگاه، با چهارستون به فاصلهٔ ۳٫۱۵ متر و سرستونهای کلهگاوی، سقف افقی ایوان را که چهار تیرک دارد بردوش گرفته و در وسط، دری به درون آرامگاه باز شدهاست.[۱۷] و چنانکه اشمیت متوجه شده، کاخ منقوش بر جبههٔ میانی آرامگاه در بیشتر خصوصیات همانند کاخ تچر است و همان را هم پادشاهان دیگر تقلید کردهاند. همانندی در خصوصیات کلی به شرح زیر است: [۱۸][۱۹]
|
ویژگیها |
کاخ تچر |
نقش آرامگاه |
|
عرض ایوان |
۱۸٫۶۰ متر |
۱۸٫۵۷ متر |
|
زیر ستونها |
مکعب دوپلهای |
مکعب دوپلهای |
|
بلندی جرزهای جانبین |
۷٫۶۳ متر |
۷٫۵۳ متر |
|
فاصلهٔ میان ستونها |
۳٫۱۵ متر |
۳٫۱۵ متر |
|
پهنای درگاه |
۱٫۳۸ متر |
۱٫۴۰ متر |
برابری این ابعاد نمیتواند از روی تصادف باشد و ظاهراً قصد داریوش تکرار نمای عمومی
کاخ شخصیاش (تچر) بر دیوارهٔ نقش رستم بودهاست. [۲۰] دلیل این کار را میتوان ناشی از آن دانست که داریوش تفاوتی میان خانهٔ اینجهانی و سرای ابدی خود نمیدید. [۲۱]
درون آرامگاه
در درون آرامگاه، ایوانی دراز و کمعرض تراشیده شده که با درگاهی به درون راهرویی بلند و باریک هدایت میشود. محور طولی این راهرو موازی با جبههٔ بیرونی آرامگاه است و ۱۸٫۷۲ متر درازی، ۲٫۱۳ متر پهنا و ۳٫۷۰ متر بلندی دارد و سقفش کاملاً مسطح میباشد.[۲۲] این راهرو دارای سه اتاقک است که در کف راهرو کنده شدهاند؛ یکی از آنها درست روبهروی در ورودی و دو اتاقک دیگر در سمت چپ قرار دارند[۲۳] و هرکدام ۲٫۸۰ متر پهنا و ۴٫۷۵ متر درازا دارند، سقفشان صاف و همسطح سقف راهرو است. کف هر اتاقک ۱٫۰۵ متر از کف راهرو بالاتر است که در کف آنها سه حفرهٔ مستطیل شکل صندوق مانند کندهاند که ۲٫۱۰ متر طول و ۱٫۰۵ ژرفا دارند و این سه حفره برای جایدادن مردگان ساخته شده بود و برای اینکه بخار و چکهٔ آب ناشی از نم و یا نفوذ باران درون صندوقهای سنگی را خیس نکند، آبراهههای بسیار باریکی در سه طرف اتاقکها کنده شده تا آب را به درون جوی باریکی در کف راهرو، هدایت کند و به بیرون بریزد. [۲۴] در دیوارهٔ راهرو و اتاقها هیچگونه نگاره و نبشتهای وجود ندارد. [۲۵]
هیچ نشانه و مدرکی برای انتساب ۹ قبر درون آرامگاه به افراد مشخصی، در دست نیست.[۲۶] حتی در خود تابوتها هم چندان اختلاف و مزیتی دیده نمیشود، که بتوان یکی از آنها را تابوت داریوش انگاشت. [۲۷]
سنگنوشتههای آرامگاه
داریوش در مقام فرمانروایی جهانی، در بالا و کنار دیوارهٔ بیرونی آرامگاه خود با دو نبشتهٔ بزرگ که هریک به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و اکدی نوشته شده، وصیتی معنوی از خود برجای گذاشته که در تاریخ خاورمیانه بینظیر است. [۲۸] نخستین نبشته در قسمت بالایی است و به DNa مشهور است و دومی بر کنار درگاه ورودی آرامگاه کنده شده و بهنام DNb معروف میباشد. هردو متن جنبهٔ شاعرانه دارند و تجلی موثری از شخصیت و نبوغ داریوشاند و خصوصیات وی را به نیکی روشن میسازند. [۲۹] او نبشتهاش را به دو بخش تقسیم کردهاست. یکی نبشتهای عام و بیطرفانه (DNa) و دیگری، نوشتهای شخصی [۳۰] (DNb).
کتیبهٔ DNa
داریوش در کتیبهٔ DNa که دارای شش بند است، ابتدا اهورامزدا را ستایش میکند و اعلام میدارد که قدرت و شاهی را اهورامزدا به وی ارزانی داشتهاست، سپس خود را معرفی میکند و سرزمینهایی که امپراتوریاش را تشکیل میدادند را نام میبرد و تاکید میکند که چون اهورامزدا این سرزمین را آشفته دید، شاهی را به او ارزانی داشت و در بند پایانی از دیگران میخواهد که فرمان اهورامزدا را عمل کنند و شورش نکنند! [۳۱]
آشکار است که نه فقط وفاداری به شاه و حمایت از او خواست اهورامزدا معرفی میشود، بلکه همهٔ اعمال و ارادههای شاه نیز با تایید ایزدان است. [۳۲]
کتیبهٔ DNb
در سنگنبشتهٔ DNb که در میان ستونهای آرامگاه نبشته شده، داریوش با صراحت بیشتری از خود واهدافش صحبت میکند. این نبشتهٔ داریوش، بهصورت غریبی، شخص داریوش را در مرکز همهٔ اندیشههای سرزمینش قرار میدهد. [۳۳]
داریوش در این کتیبه که ۱۲ بند دارد، پس از ستایش اهورامزدا، میگوید:
|
« |
بهخواست اهورامزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و بدی را دشمن!
دوست ندارم که توانا بر ناتوان ستم کند یا بزرگی از زیردستی زور بشنود.
هر آنچه زیباست، من آن را دوست دارم!
من دوست و بَردهٔ دروغ نیستم، تندخو نیستم.
حتی وقتی خشم مرا فرا میگیرد، با ارادهام آن را فرومینشانم. [۳۴]
|
» |
به گفتهٔ خانم هایدماری کخ، چنین بیانیهای از زبان یک شاه در سدهٔ ششم پیش از میلاد به معجزه میماند. [۳۵]
داریوش در ادامهٔ سخنانش اشاره میکند که به هرکس فراخور کاری که کردهاست، پاداش یا کیفر میدهد و از کسی که در حد توانش کار کند خشنود است. او از هوش بالا و تواناییهای جسمیاش از جمله در نبرد تنبهتن، توانایی استفاده از هر دو دست و پایش، سوارکاری، کشیدن کمان و نیزهزنی میگوید و تاکید میکند که نیزهزنی و کمانداریاش چه در سواره و چه در پیاده خوب است. [۳۶]
در دو بند پایانی، داریوش مستقیماً مردم کشورش را خطاب قرار داده و از آنها میخواهد که دریابند وی چگونه انسانی بوده و هنر و برتریاش چه بودهاست و میگوید که مبادا آنچه به گوشتان رسید را دروغ و نادرست تصور کنید. [۳۷]
رنگآمیزی نقوش
نقوش روی آرامگاه داریوش، بهطور کامل رنگی بودهاند و بر تاثیر نگارهها و نبشتههای آرامگاه، به منزلهٔ یک اثر هنری میافزودند. [۳۸] چنانکه اشمیت در دههٔ ۳۰ میلادی، آثار رنگ آبی را بر روی سرستونهای آرامگاه و برخی از حروف عیلامی و پارسی باستان کتیبهٔ بالایی تشخیص داده و میافزاید آثار رنگهای قهوهای، آبی، قرمز، و سبز بر لبهٔ طاقچه مانندی که اورنگبران ردیف پایینی بر رویش ایستادهاند، میرساند که این پیکرهها را دقیقاً و جداگانه رنگآمیزی کردهاند. [۳۹]
در پژوهشهایی در سال ۱۳۸۲ زمانی که کارشناسان بازسازی، پوستههای آهکی ناشی از بارش باران و شرهٔ آب را از روی آرامگاه شاهان هخامنشی برمیداشتند، متوجه شدند که همهٔ سطح آرامگاه داریوش رنگی بودهاست [۴۰] و درون تمام نوشتههای میخی با رنگ لاجورد پر شدهبود و بیشتر نقش برجستهها به خصوص نقش برجستهٔ داریوش و خود آرامگاه بهطور کامل رنگی بودهاند. [۴۱]
پانویس
-
↑ مرادی غیاثآبادی، تمدن هخامنشی، ۶۲.
-
↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، ۲۰۶.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۳۸.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۳۹.
-
↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، ۲۰۷.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۳۹.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۳۹.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۳۸.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۴۲.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۴۴.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۴۴.
-
↑ مرادی غیاثآبادی، تمدن هخامنشی، ۶۵.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۴۵.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۱.
-
↑ هرودوت، تواریخ، ۲۱۵.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۵۹.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۰.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۶۰.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۰.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۰.
-
↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، ۴۵۷.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۶۳.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۰.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۶۳.
-
↑ پیرنیا، ایران باستان، ۱۶۰۱.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۶۳.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۰.
-
↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، ۲۰۶.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۶۶.
-
↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، ۲۰۶.
-
↑ شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، ۸۵-۸۷.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۳.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۳.
-
↑ شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، ۸۹.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۶.
-
↑ توانگرزمین، ترجمه کتیبههای هخامنشی، ۷۴.
-
↑ شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، ۹۱.
-
↑ کخ، از زبان داریوش، ۳۴۴.
-
↑ شهبازی، شرح مصور نقش رستم، ۷۳.
-
↑ ظهوری، آرامگاهای رنگی.
-
↑ همشهری، رنگ در نقش رستم.
منابع
-
کخ، هایدماری. از زبان داریوش. ترجمهٔ پرویز رجبی. چاپ سوم. تهران: کارنگ، ۱۳۷۷. شابک ۹۶۴-۹۰۳۸۰-۴-۳.
-
شارپ، رلف نارمن. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. چاپ دوم. تهران: پارینه، ۱۳۸۴. شابک ۹۶۴-۵۷۲۲-۷۴-۸.
-
شهبازی، علیرضا شاپور. شرح مصور نقش رستم. تهران: بنداد تحقیقات هخامنشی، ۱۳۵۷.
-
هینتس، والتر. داریوش و ایرانیان. ترجمهٔ پرویز رجبی. تهران: نشر ماهی، ۱۳۸۷. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۹۹۷۱-۲۰-۳.
-
پیرنیا، حسن. ایران باستان. ج. دوم. چاپ چهارم. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۶۹.
-
مرادی غیاثآبادی، رضا. تمدن هخامنشی: سیزده گفتار در بررسیهای هخامنشی. تهران: پژوهشهای ایرانی، ۱۳۸۶. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۶۳۰۳-۳۷-۹.
-
توانگرزمین، محمدکاظم. ترجمه کتیبههای هخامنشی تختجمشید، نقشرستم. مرودشت: فاتحان راهدانش، ۱۳۸۴. شابک ۹۶۴-۸۶۱۳-۱۱-۷.
-
هرودوت. تواریخ. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. چاپ سوم. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۶. شابک ۹۶۴-۳۴۶-۱۶۳-۷.
-
ظهوری، حسن. «آرامگاهای هخامنشی رنگی بوده اند». فر ایران، ۱۳۸۶. بازبینیشده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۰.
-
همشهری. «کشف رنگ در نگارههای نقش رستم». همشهری آنلاین، ۱۳۸۶. بازبینیشده در ۲۰ بهمن ۱۳۹۰.
|